یزد گردی (فصل دوم)
درود بر دوستان همیشه خوبم قبل از هرچیز سال نو برای همه شما مبارک باشه
عذر خواهی میکنم برای نبودنم برای ننوشتنم و حتی سر نزدنم مهم نیست چرا مهم اینه الان دوباره براتون نوشتم میام و به تک تکون سر میزنم

دومین روز سفر من جمعه 23 آذر ماه 91
به خاطر مشکلی که برای دوست همراه من پیش اومد من ناچار شدم به تنهایی پا در تاریخ پر ارزش یزد بگذارم
از کوچه پس کوچه ها زیاد شنیده بودم کوچه های آشتی کنان اما در برخورد اول کمی برایم ترسناک بود کوچه های تنگ باریک که بعضی هاشون خیلی شبیه به هم بودند
+ نوشته شده در پنجشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۲ ساعت 16:32 توسط کیجا
|
کیجا، از سرزمین شمالی نیستم اما کیجا را دوست دارم