نوروز و خراسان زمین
بعد از تجربه شیرین پارسال (سفر چهارده روزه به سیستان و بلوچستان) منتظر نوروز بودم تا سفر طولانی بعدی را آغاز کنم.
سفر ۱۰ روزه به خراسان روز چهارشنبه ۲۴/۱۲ ساعت ۴:۳۰ آغاز شد به همراه ۸ نفر از نازنین ترین دوستانم.
پنجشنبه ۲۵/۱۲/ صبح به ریوش میرسیم و برای دیدن آبشار باغ دشت مسیری را طی میکنیم
به تنگه میرسیم، آب خیلی سرده و من مسیر کوتاهی رو تونستم برم . هوا هم کمی سرد و بسیار دلچسب هست و هنوز باور نمیکنم که از هیاهوی شهر آزاد شدم
از تنگه بر میگردیم و در نزدیکی روستای کاریز در کنار آب گرم کاریز، سردی آب باغ دشت را جبران میکنیم
نزدیکی تربت حیدریه هستیم و قبل از رسیدن به شهر، آبشار رود معجن را میبینیم. برای دیدن آبشار هم باید مسیری را پیاده طی کنیم و این انتظار برای دیدن آبشار زیباست.
مسیر رو خوب بلد نبودیم پرس و جو کردیم و راه رودخانه رو پیش گرفتیم .
این مسیر رو بسیار دوست داشتم آروم . ساکت حتی هوا هم اونقدر سرد نبود و با ما همراه بود آب خیلی سرد نبود به راحتی میشد از آب رفت درختان ساکت و آروم فقط نگاه میکردند و گاهی پاسخ سلاممان را میدادند .
به انتهای دره رسیدیم و این پله های یخ زده جلو راهمان. صدای آبشار می امد اما خودش نبود با کمی سختی این پله ها رو بالا رفتیم و آبشار یواش یواش خود نمایی کرد.
آبشار درست بین شکافی قرار داشت که تا دقیقا پایین آبشار نمی رفتیم نمیشد ببینیمش .

نمیدونم توی این مسیر چقدر خدا رو سپاس گفتم اونقدر که احساس کردم گفت تمومش کن.

بعد از آبشار و بعد از خوردن ناهار راهی شدیم به سمت تربت حیدریه اما باز به شهر نرفتیم روستایی رو دیدم به نام نامغ یا (نامق)
اين روستا در ميان ارتفاعات كاشمر واقع شده است، بناي آن را برخي قديميتر از نيشابور ميدانند. زادگاه شيخ احمد جام نامقي در ميان بادامستاني كه محل اوليه نامغ است، قرار گرفته و مربوط به 800 سال پيش است. قبر شيخ ابوالحسن كه از عرفاي معروف دوره خود بوده و پدر شيخ احمد نامقي است در نزديكي روستا
قرار دارد.
از آثار قديمي اين روستا، كاريزي است كه آسيابهاي هفتگانهاي را ميچرخانده و خرابههاي آنها موجود است، كمر قلعه نيز ديواري سنگي است كه بقاياي قلعهاي قديمي است، در بلندترين نقطه روستا نيز قلعهاي قديمي به چشم ميخورد كه به آن ارگ ميگويند. مساجد روستا و معماري ويژه آن نيز از ديدنيهاي منطقه است.
بلندترین نقطه روستا کنار ارگ که فقط نام ارگ رو یدک میکشید. تقریبا چیزی ازش نمونده بود

و مسجد جامع نامغ که نمیدونم چرا دیگه مسجد که اینقدر بهش بها داده میشه باید به این روز باشه

پیر زن مهربانی که کنار ما ایستاد و با اون روسری زیباش من رو به عکس انداختن وادار کرد
بعد از نامغ بالاخره راهی تربت حیدریه میشیم. بعد از پیدا کردن جا برای شب مانی سری به مقبره
قطب الدین حیدر میزنیم

شیخ قطب الدین حیدر فرزند سالور خان ازبک پادشاه بخارا بود که در اوان کودکی (قرن ششم و هفتم هجری) جهت کسب دانش نزد عرفای خراسان آمد و در ولایت زاوه باستان اقامت داشت.

وی حدود صد و ده سال زیست و در سال ۶۱۸ هجری قمری چشم از جهان فرو بست.
سعی میکنم ادامه اش خیلی دیر نشه .


نازنین دوستانم : سولماز پروین ، محمد گائینی، مهسا حسین آبادی، محمد وحیدی شاد، حمید تجویدیان، سمانه آسایی، آقای بافرانی راننده صبور و خوش ذوق ون و جناب آقای بیات که از همدان همراه ما بودند
کیجا، از سرزمین شمالی نیستم اما کیجا را دوست دارم