سفر های نوروزی هر سال برام مهم تر از سال قبل می شود و همیشه سعی می کنم برنامه ریزی براش داشته باشم.

اگر نروم و تهران باشم مثل این می مونه که موقعیت بزرگی رو در زندگی از دست دادم .

امسال هم همین حس رو داشتم و در آستانه از دست دادن موقعیت بودم اما خوشبختانه در آخرین لحظات راهی سفر شدم.

مسیری که در 10 روز طی کردیم را روی نقشه مشخص کردم . طبیعت و مناطقی که در این سفر دیدیم به قدری زیبا و پر عظمت بودند که در یک گزارش و یا حتی چند گزارش نمی گنجن و واقعا به راحتی نمی شود ارزش واقعی آن را به تصویر کشید.


روز 7 فروردین تهران را به مقصد یزد ترک کردیم  به همراه 6 نفر از دوستان . بدون توقف تا یزد می رویم شب را منزل یکی از آشنایان سپری می کنیم 2 همسفر دیگر از بیرجند با ما همراه می شوند و سفر ما از 8 فروردین آغاز می شود.
اولین جاذبه دیدنی کوه عقاب است کوهی بسیار شبیه به عقاب نشسته بر پهنه کویر با ارتفاع 2018 متر که گویا برای کوهنوردی هم از این کوه استفاده می شود .

بعد از رد شدن از کوه عقاب به گنبد عالی می رسیم. به گفته سایت ها اولین مکان تاریخی ثبت شده در استان یزد در سال 1312 این گنبد مربوط به دوره سلجوقی است. نمونه ای از هنر معماری ایران بر فراز تپه ای با ارتفاع 22 متر، که به صورت هشت ضلعی از سنگ و ساروج ساخته شده است. دو کتیبه به خط کوفی با آجر تراشیده شده و بر بدنه گنبد کار گذاشته شده.



گنبد عالی مقبره و مدفن امیر عمیدالدین شمس الدوله ی دیلمی و مادرش بانویی از طایفه  هزار اسب بوده که به دستور فرزندش فیروزان حاکم وقت ابر کوه در سال 448 قمری ساخته شده است.

  آفتاب با تمام قدرت بر زمین و ما می تابد اما باد نسبتا خنکی هم در حال وزیدن است. با این حال  جایی مناسب برای ایستادن و استراحت نیست پس راهی جاده می شویم و باز نرسیده به شهر توقفی داریم مقابل ساختمانی قدیمی به نام کوشک عزت آباد.

درباره این کوشک هیچ اطلاعاتی بدست نیاوردم جز: (قدمت:  پهلوی اول)

ساختمانی دو طبقه قرار گرفته در محیطی بزرگ با دیوار ها خشتی که البته جاده ای دقیقا از بین دیوار ها و محوطه این کوشک رد شده با توجه به تابلویی که روی آن نوشته شده هر گونه دخل و تصرف جرم محصوب              می شود.


ساختمان کثیف و پر از آشغال گویا این ساختمان سالهاست فراموش شده است.

و این هم ون معروف آقای بافرانی ماشینی که نقش  مهمی درخاطرات سفر های من و دیگر دوستان دارد امیدوارم هم راننده و هم ون پا برجا باشند.


این گل برام نمادی از قدرته کنار این همه زباله ای که در کنارش بود چه زیبا رشد کرده.


فاصله ای زیاد تا شهر نداریم پس خیلی زود به ابرکوه می رسیم و به دنبال سرو معروف ابرکوه.
این درخت که در شهر ابرکوه (ابرقوه) قرار دارد یکی از پیرترین موجودات زنده دنیا است. محیط تنهٔ این درخت در روی زمین یازده و نیم متر است و بلندای آن بین ۲۵ تا ۲۸ متر برآورد شده‌ است.

تقریبا خوب به سرو رسیده بودند کسی اجازه نزدیک شدن نداشت تا مثل سرو سیرچ کنارش آتش روشن کنند.
برخی از افسانه‌ها کاشتن آنرا به زرتشت نسبت می‌دهند و برخی نیز به بافث (پسر نوح).



خانه آقا زاده یکی دیگر از معروف ترین آثار تاریخی ابرکوه است و ما بعد از دیدن سرو کهن به سوی کوچه های قدیمی و گلی ابرکوه می رویم کوچه هایی باریک با دنیایی از تاریخ و تجربه 


خانه آقا زاده در محله دروازه میدان و در جنوب شهر ابرکوه واقع است در دوره قاجار ساخته شده و متعلق به یکی از معممین بزرگ شهر بوده. در کنار این خانه، خانه های ارزشمند دیگری هم مانند: خانه موسوی، سید علی آقا وجود دارد که گویا در حال مرمت هستند.


این خانه از دو قسمت اندرونی و بیرونی تشکیل شده است. یکی از شاخصه های این بنا بادگیر دوطبقه و کلاه فرنگی است که در عکس بالا بخشی از کلاه فرنگی دیده می شود.
نکته جالب که در بروشور این بنا خواندم درباره نوع معماری فلات مرکزی ایران است در این معماری جبهه ای که رو به غروب خورشید بوده است ساخته نمی شده و یا فضای فرعی در آن قرار می گرفته.
پس قطعا نوری که هنگام غروب خورشید بر بنا می تابیده بسیار دیدنی و زیبا است.


 پنجره های ارسی بسیار ساده در حدی که من شک کردم که این پنجره ها مال این بنا باشد اما وقتی جویا شدم گفتند که این پنجره ها فقط مرمت شدند با همین نقش و نگار.
اما در محوطه و سالن اصلی بنا، سقفی بسیار زیبا کار شده بود و البته بسیار تمیز هم مرمت شده بود.


بعد از گذر از خانه آقا زاده کمی در کوچه پس کوچه ها قدم میزنیم و در خیابان اصلی شهر به دنبال مناره نظام الملک می گردیم. دو مناره مرتقع  بر روی سر دری بلند ساخته شده است.

من امکان عکاسی از کل بنا را نداشتم به همین خاطر از سایت تصویری کامل را از بنا گذاشته ام.
این مناره ها توسط نظام الملک ابرقویی از بزرگان قرن هشتم هجری قمری ساخته شده است که آن را سردر نظامیه نیز می خوانند و برخی می گویند که در این محل مدرسه و بازار هم وجود داشته است.
تصویر از سایت

دیگه فرصتی برای ماندن در ابرکوه نیست پس ادامه مسیر می دهیم به سمت استان همیشه زیبای فارس
در کمربندی ابرکوه توقفی کوتاه داریم برای دیدن قلعه رباط ساخته شده از خشت و گل.


از همین برج که در تصویر می بینید به گفته میراث فرهنگی تعداد 9 عدد دور تا دور قلعه ساخته شده اما چیزی ازش باقی نمانده در تصویر پایین دو برج دیگر مشاهده می کنید با نقش و نگار های فراوان .
اطلاعاتی دربارع قلعه به دست نیاوردم فقط این که در دوره صفویه ساخته شده است.


 به سمت شهرستان اقلید حرکت می کنیم برای دیدن حوضچه دختر گبر این نام برایم بسیار عجیب بود و البته پر رمز و راز منتظر دیدنش بودم. این اثر از لحاظ تاریخی شناسنامه شهرستان اقلید معرفی می شود .
این سنگ نوشته از عهد ساسانی برای اقلید به یادگار مانده است .
این اثر در مرکز شهر اقلید و بر دامنه تپه سنگی قلات واقع شده است. حوضچه دختر گبر دارای سه پله، یک حوض (در آن منطقه حوضی ندیدیم شاید خشک بوده)  با عمق کم و کتیبه ای به خط پهلوی ساسانی  به طول دو متر و عرض ۸۸ سانتی متر می‌باشد.



مدارک تاریخی این اثر مربوط به قبل از اسلام و جزئی از عبادتگاه زرتشتیان و متعلق به قلعه ای در بالای تپه بوده است.
در آن دوران خانه حاکم اقلید بالای این قلعه قرار داشته و در روزهای عید به ویژه عید نوروز این حوضچه را پر از حنا می کرده اند و دختر حاکم مقداری از حنا را به عنوان تبرک به مردم می داده است.

نمایی از شهرستان اقلید و آسمان ابری زیبا به همراه باد ملایم پاییزی


در قسمت پایین تپه، امام زاده و قبرستانی بود که این سنگ قبر بسیار خود نمایی می کرد.


بعد از اقلید راهی شهرستان سده می شویم و باز بین راه توقفی داریم در روستای آسپاس کنار چشمه و تالاب بهرام گور که متاسفانه بخش زیادی از این چشمه را ساختمان های مسکونی تصرف کردند. و ما همین قسمت را می توانستیم ببینیم و باز هم متاسفانه سرار زباله بود



درباره این چشمه و تالاب داستان زیاد گفته شده مانند: این تالاب تفرج گاه بهرام گور پسر یزدگرد اول و یازدهمین پادشاه ساسانی بوده
باز گفته شده که معشوقه بهرام گور از کاخ ایشان فرار کرده و به این تالاب پناه آورده است که وقتی بهرام گور به دنبالش می آید به همراه اسبش در این تالاب فرو می رود و می میرد.
در هر حال هیچ سند قطعی در باره تاریخچه این تالاب وجود ندارد
نکته جالبی که در یکی از سایت های مربوط به روستای آسپاس خوندم این بود که در کتاب ها از وجود گل‌های زیبای سوسن، پرندگان و جانوران در این تالاب سخن‌های زیادی به میان آمده است. که البته امروزه باید در همان کتاب ها دنبال گل ها و پرندگان زیبا گشت.

روز اول سفر ما اینگونه که شرح دادم گذشت شب را در شهرستان سده به انتظار صبحی زیبا سپری می کنیم